پیشــوای آزادگان
وبلاگی با موضوع عاشورا
ناله می‌کند نایم نینوای زخمت را

جار می‌زند جانم جای جای زخمت را

هر چه می‌روم انگار نیست خط پایانی

یا که من نمی‌بینم انتهای زخمت را

شعله شعله می‌سوزم دجله دجله می‌گریم

بوسه می‌زنم ای ماه رد پای زخمت را

گر نبودم آن لحظه در صفوف یارانت

می‌زنم ولی فریاد ماجرای زخمت را

روی شانه‌ی باور می‌برم به هر سنگر

هم لهیب پیغامت هم صدای زخمت را

ای بهار ایمانم در غم تو چشمانم

لخته لخته می‌بارد پاره‌های زخمت را

در غدیر اگر افشاند بذر سرخ عاشورا

دیده بود از اول عشق کربلای زخمت را

شعر: سیمیندخت وحیدی

برچسب‌ها: شعر

نوشته شده در تاریخ 1392/08/11 توسط Behzad Naghel

قالب وبلاگ